لئوناردو داوینچی و راز آفرینش «اژدهای زره‌پوش»

   در روزگار ما، که نسیم اندیشه بر سراسر ایتالیا وزیده و جان انسان را به طلب دانش و زیبایی می‌خواند، نام لئوناردو داوینچی چون نوری است که بر تاریک‌ترین زوایای ناآگاهی می‌تابد. او نه تنها نقاش و پیکرتراش، که مهندس، ریاضی‌دان، طبیعت‌شناس و کاوشگری خستگی‌ناپذیر است؛ انسانی که گویی مرز میان خیال و واقعیت را به ارادهٔ خویش جابه‌جا می‌کند.
لئوناردو در سال ۱۴۵۲، در دهکدهٔ کوچک وینچی چشم به جهان گشود، اما روح بزرگ او در همان سال‌های نخست معلوم کرد که در چهارچوب هیچ حرفهٔ ساده‌ای نمی‌گنجد. شاگردی در کارگاه استاد وِرّوکیو، او را به دنیای نقش و نور رهنمون ساخت؛ اما ذهن سرکش او از همان ابتدا به دنبال فهم علت‌ها بود، نه صرف ساختن نقش‌ها. برای همین، میان نقاشی، کالبدشناسی، هیدرولیک، طراحی سازوکارها و مطالعهٔ پرواز پرندگان سرگردان نبود؛ بلکه همهٔ این‌ها را همچون اجزای یک دستگاه بزرگ می‌دید: دستگاهِ فهم جهان.
از میان دست‌نوشته‌ها و طرح‌های فراوان لئوناردو، یکی بیش از همه روح جست‌وجوگر او را آشکار می‌کند: طرح وسیله‌ای زرهی با بدنه‌ای مخروطی‌شکل، که ما امروزه آن را «تانک داوینچی» می‌خوانیم. اما لئوناردو در نگاه خود، آن را تنها یک ماشین جنگی نمی‌دانست. این سازه بیشتر به موجودی زنده شباهت دارد: گونه‌ای اژدهای آهنین که درون پوستهٔ خود نیرو و حرکتی شگفت ذخیره کرده است.
اما چرا او چنین طرحی را آفرید؟
نخست باید گفت که لئوناردو، هرچند صلح‌جو و ستایشگر طبیعت بود، در واقعیت روزگار خویش می‌زیست؛ روزگاری که جنگ میان دولت‌شهرهای ایتالیا امری همیشگی بود. برای هنرمندانی چون او، حمایت یک خاندان قدرتمند نه تنها ابزار بقا، بلکه شرط ادامهٔ پژوهش و آفرینش به شمار می‌آمد. لئوناردو در خدمت دوک میلان، لودویکوی اسفورتزا، نیازمند آن بود که توانایی خود در طراحی سازوکارهای نوآورانه را نشان دهد. این طرح، پیش از آنکه یک سلاح باشد، گواهی بود بر شایستگی و نبوغ او.
با این حال، تنها انگیزهٔ سیاسی یا نظامی در میان نبود. روح لئوناردو، که در هر چیز به دنبال نظم طبیعت می‌گشت، سعی داشت حرکت و قدرت موجودات زنده را در سازه‌های مکانیکی بازآفرینی کند. بدنهٔ مخروطی تانک، همانند پوستهٔ یک لاک‌پشت دفاعی است؛ چرخ‌دنده‌های داخلی آن از مفاصل جانداران الهام می‌گیرد؛ و نحوهٔ حرکت آن، تقلیدی از پای موجوداتی است که آرام اما نیرومند پیش می‌روند. لئوناردو می‌خواست نشان دهد که می‌توان نیروی خرد را بر نیروی ویرانی چیره ساخت؛ یعنی با مهندسی دقیق، جنگ را از آشفتگی به نظم و کنترل هدایت کرد.
در فرازهای دیگر دفترهایش نیز نوشته است که «جنگ، دیوانگی آدمیان است»، اما او می‌دانست که اگر ماشین‌ها روزی بتوانند جای خشونت کور انسان را بگیرند، شاید خون کمتری بر زمین ریخته شود. پس، طرح او نه ستایش جنگ، بلکه تلاش برای مهار آن بود.
این اژدهای زره‌پوش، بیشتر از آنکه هیولایی برای کشتار باشد، نماد عصر ماست: عصری که در آن انسان می‌کوشد با نیروی خرد، طبیعت را بفهمد، و با سازوکارهای تازه، آینده را بسازد. داوینچی درون این دستگاه، رؤیای ترکیب هنر، علم و فلسفه را پنهان کرده است؛ رؤیایی که تا امروز نیز ارزش و شکوه خود را حفظ کرده است.
لئوناردو را باید مردی دانست که نه در زمانهٔ خویش، که در زمانهٔ ما به‌درستی معنا می‌شود. اژدهای مکانیکی او، چون بسیاری از اندیشه‌هایش، قرن‌ها پیش از آن‌که جهان توان درک آن را بیابد، بر کاغذ آمد. چنین است سرنوشت بسیاری از متفکران بزرگ: آنان آینده را می‌بینند، زمانی که دیگران هنوز در قرن خویش مانده‌اند.​​​​​​​

سبد خرید

رمز عبورتان را فراموش کرده‌اید؟

ثبت کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش