جام زرین حسنلو؛ کلید یک معمای جنایی از عصر آهن

مقدمه

کشف آثار تاریخی و جرم‌شناسی پیوندی میان‌رشته‌ای دارند که در دهه‌های اخیر به شکل‌گیری حوزه‌ای تخصصی به نام «باستان‌شناسی جنایی» یا Forensic Archaeology انجامیده است. بسیاری از یافته‌های باستان‌شناسی، به‌ویژه اسکلت‌های انسانی، سلاح‌ها، نشانه‌های تروما و الگوهای توزیع اجساد به پژوهشگران امکان می‌دهد تا با بهره‌گیری از روش‌های پیشرفته جرم‌شناسی مدرن، رویدادهای خشونت‌آمیز گذشته را بازسازی کنند. تحلیل دقیق ضایعات استخوانی، مطالعات ایزوتوپی و DNA باستانی و بررسی موقعیت فضایی اسکلت‌ها، اطلاعات ارزشمندی درباره‌ی نحوه‌ مرگ، هویت احتمالی قربانیان و مهاجمان و حتی انگیزه‌ها و تاکتیک‌های جنگ یا کشتار جمعی در هزاران سال پیش فراهم می‌آورد. کشف جام زرین حسنلو، نمونه‌ای شاخص در رمزگشایی از هویت مجهول مردمان یک شهر و نحوه مرگ آنان است. مقاله مایکل د. دانتی  (Michael D.Danti)با عنوان «...The Hasanlu (Iran) Gold Bowl in Context: All That Glitters» زمینه دقیق این کشف را بازخوانی و نشان می‌دهد که چگونه یک شی، داستان ساکنین شهرش را روایت می کند.

کشف جام زرین حسنلو؛ لحظه‌ای ناب در تاریخ باستان‌شناسی

محل کشف جام زرین حسنلو، تپه باستانی حسنلو (تپه دژ حسنلو) در دشت سولدوز، شهرستان نقده، استان آذربایجان غربی است. این تپه حدود ۷ تا ۹ کیلومتری شمال‌شرقی شهر نقده و حدود ۱۲ کیلومتری جنوب‌غربی دریاچه ارومیه، بین روستاهای حسنلو و امین‌لو قرار دارد. پروژه اکتشاف با همکاری مشترک هیئت باستان‌شناسی ایران و آمریکا آغاز شد. سرپرستی پروژه حسنلو با رابرت اچ. دایسون (Robert H. Dyson) از موزه دانشگاه پنسیلوانیا  بود. این پروژه از حدود ۱۳۳5۱۳۳4 (۱۹۵۶) آغاز شد و تا حدود ۱۳۵6۱۳۵5 (۱۹۷7۱۹۷4) ادامه یافت.

این جام در آوار ساختمان سوخته (معروف به (Burned Building I West یا BBIW در اتاق 9 معروف به اتاق استخوان یافت شد. اتاق ۹ یک شفت دفع زباله یا احتمالاً پایه برج بود که از سطح زمین تنها از طریق روزنه‌ای باریک قابل دسترسی بود. در حین حفاری، یکی از کارگران به بازوی اسکلتی برمی‌خورد. دایسون، سرپرست پروژه اکتشاف، شخصاً پاک‌سازی آن را بر عهده می‌گیرد. پس از ساعت‌ها کار دقیق، لبه‌ای از طلا ظاهر می‌شود و به تدریج ظرفی سطلی‌شکل و له‌شده با نقوش اساطیری نمایان می‌گردد. دایسون در این باره می‌گوید:« وقتی طلا در نور غروب درخشید، گروه با ناباوری خیره ماندند. ما آن را «بِیبی» نامیدیم. پیش از آن‌که جام را برای نگهداری به گاوصندوق ببریم، آن را شستیم و از شراب پر کردیم. سپس همگی نوشیدیم و این‌گونه سلامتی دادیم: از لب‌های مانایی تا لب‌های ما.»

 

تصویر 1رابرت دایسون و جام زرین حسنلو(دانتی،2014)

 

بازخوانی جرم‌شناختی؛ از مدافعان تا غارتگران

در تپه حسنلو، دروازه اصلی یک شهر مستحکم، چهار برج دفاعی عظیم و پی‌های عظیم دیوار سنگی و آجری‌ را یافتند که ارتفاع آن را حدود 6متر تخمین زدند. پشت این بارو، ویرانه‌های ساختمانی دوطبقه قرار داشت که احتمالاً بقایای یک کاخ بوده است. این بنا پیرامون حیاطی ستون‌دار ساخته شده بود و به سیستم جمع‌آوری آب باران، ظروف برنزی، سفالینه‌ها، سلاح‌های آهنی و برنزی و حتی قلاب‌های دیواری سرامیکی مجهز بود. این شهر حدود سال ۸۰۰ پیش از میلاد، محاصره و به آتش کشیده شد.

جام طلای حسنلو در کف مجرای زباله، اتاق شماره ۹ بنای سوخته I غرب (BBIW) در بخش جنوب‌غربی ارگ حسنلو، به‌شدت لِه و به دیوار فشرده شده بود. در گزارش‌های اولیه اکتشاف، به‌ویژه مقاله مجله لایف در ژانویه ۱۹۵۹، فرض را بر این گذاشته بودند که سه مدافع مسلح به شمشیر و گرز، در حال عبور از طبقه بالای کاخ برای نجات جام بوده‌اند و با ریزش ساختمان زیر آوار مدفون شده‌اند. اما تحقیقات مایکل دانتی نشان داد این افراد مهاجمان غارتگری بودند که هنگام فروریختن بنا از طبقه بالا به داخل مجرای زباله سقوط کردند و در آتش‌سوزی عظیمی که کل ارگ و احتمالاً سکونتگاه پایین‌تر را نیز فراگرفت، جان باختند. در ظاهر مهاجمان پس از آن‌که حیاط پایینی مستحکم در شعله‌ها فرو رفته بود و پیش از غارت کامل، ارگ را تصرف کرده بودند.

در فروپاشی ساختمان سوخته شماره2، ده‌ها زن و کودک جان باختند؛ در میان آن‌ها احتمالاً جنگجویان دشمن نیز حضور داشتند و برخی قربانیان پیش از ریزش بنا به قتل رسیده بودند. بسیاری از بازماندگان حمله اولیه نیز پس از آتش‌سوزی کشته شدند؛ گروه‌هایی از اسکلت‌ها با آثار ضربه به جمجمه ، درست روی ویرانه‌های سوخته یا در گودال‌های کنده شده در آن‌ها یافت شدند. در مجموع بیش از ۲۵۵ قربانی و جنگجوی دشمن در ارگ دوره آهن II و تپه پایین اطراف آن کشف شد.

 

تصویر 2 تپه حسنلو، اسکلت جنگجوی در اتاق9بنای  سوخته I غرب( مجله لایف،ژانویه 1959)

 

تصویر 3 تپه حسنلو، بازسازی اتاق شماره ۹ بنای سوخته I غرب(دانتی،2014)

 

نقوش جام؛ مانایی‌ها و اقتباس از فرهنگ همسایگان

کشف جام زرین حسنلو، ظرفی پوشیده از نقوش اساطیری به شیوه رپوسه  (Repoussé)و حکاکی، نقطه عطفی در تاریخ باستان‌شناسی ایران و درک ما از ایران اوایل عصر آهن به‌شمار می‌رود. دانشمندان نقوش جام را با هنر دیگر تمدن‌های خاور نزدیک مقایسه کردند تا سرنخ‌های بیشتری درباره‌ی فرهنگ شهروندان آن به دست آورند. آنان به این نتیجه رسیدند که این شهر غربی‌ترین دژ مانایی‌ها بوده است؛ قومی که در کتاب مقدس با نام «مِنّی» از آنان یاد شده است.

پادشاهی مانایی سرزمینی پرتنش بود که میان اورارتوها (Urartains) (کوهستان‌نشینان نیرومند ارتفاعات شمالی زاگرس) و آشوریان (شهرنشینان تهاجمی دشت‌های حاصل‌خیز کنار دجله و فرات) قرار داشت. این رقیبان برای تسلط بر سرزمین مانایی رقابت می‌کردند، زیرا موقعیت استراتژیک آن در کنار دریاچه ارومیه، گذرگاه‌های مهم زاگرس را کنترل می‌کرد. در دوران مانایی‌ها، اورارتوها نیز در شمال‌غرب با نو-هیتی‌ها Neo-Hittite)) می‌جنگیدند، در حالی که ارتش‌های آشور در جنوب، بابلی‌های ثروتمند را فتح کردند و به سمت غرب گسترش یافتند تا بر بیشتر خاور نزدیک مسلط شوند. کتیبه‌های آشوری از شورش مانایی‌ها علیه حاکمان آشوری سخن می‌گوید. بنابراین در قرن نهم پیش از میلاد، آشوریان یا اورارتوها دژ حسنلو را محاصره و به آتش کشیدند.

هیچ‌کس نمی‌تواند دقیقاً بگوید تمدن آنان چه بوده است، زیرا هنرشان با هنر همه‌ تمدن‌های دیگر تفاوت دارد. این ظرف نشان می‌دهد که مانایی‌ها، خدایان و اساطیر پیشینیان خود و نیز همسایگانشان را به شیوه‌ای خلاقانه اقتباس کرده‌اند. به طور کلی پژوهش‌های تطبیقی درباره نقوش جام زرین حسنلو بر تحلیل شمایل‌نگاری، ارتباط با اساطیر میان‌رودانی و آناتولیایی و ریشه‌های فرهنگی آن متمرکز بوده‌اند. مهم‌ترین منبع علمی، مطالعه اولیه ادیث پورادا (Edith Porada) در مجله Expedition (۱۹۵۹) است که بنیاد تفسیر نقوش را بر پایه شباهت‌های سبک‌شناختی و متنی با سنت‌های هوری، اکدی و هیتی گذاشت.

 

تصویر 4جام زرین حسنلو در اندازه واقعی، به صورت مسطح و فرورفته نمایش داده شده است. در بالا خدای شاخ‌دار زمین و خدای خورشید با تاج بالدار سوار بر ارابه‌ها هستند. در پایین، کمانداری با سربند مارمانند رو به عقابی ایستاده که ممکن است الهه‌ای را به آسمان ببرد (مجله لایف،ژانویه1959)

 

باید گفت مهم‌ترین گروهِ تطبیق‌ها به میان‌رودان مربوط است. پورادا در نقوش جام، چندین عنصر را یادآور سنت تصویری میان‌رودان می‌داند. در بخش بالایی جام، خدایان سوار بر ارابه دیده می‌شوند. ارابه‌ها دارای چرخ‌های شش‌پره‌اند و با نمونه‌های ارابه‌ خدای طوفان و خدایان مرتبط با آن در آسیای صغیر، سوریه و میان‌رودان قابل مقایسه‌اند؛ چنین ارابه‌هایی از حدود هزاره‌ دوم پیش از میلاد در این مناطق شناخته شده‌اند. در همین زمینه، گاو نیز که در صحنه‌ی ارابه ظاهر می‌شود، با سنت تصویری خدای طوفان مرتبط است؛ زیرا گاو در آسیای صغیر، سوریه و میان‌رودان از حیوانات شاخص و همراه خدای طوفان محسوب می‌شده است.

در میان پیکره‌های الهیِ جام، یکی از مهم‌ترین عناصر، پرتوها یا شعله‌هایی است که از شانه‌های یک خدا خارج می‌شود. پورادا این ویژگی را با تصاویر شمش، خدای خورشید میان‌رودانی در هنر دوره‌ی اکدی، به‌ویژه نمونه‌های مربوط به سده‌ی بیست‌وسوم پیش از میلاد، مقایسه می‌کند. با این حال، او میان این خدا و خدای دیگری که قرص خورشیدیِ پرتودار بر سر دارد تمایز می‌گذارد و معتقد است خدای دوم احتمالاً ارتباط مستقیم‌تری با مفهوم خدای خورشید دارد. خدای سوم نیز دارای شاخ‌های هلالی‌شکل است که می‌تواند بازتابی از تاج شاخ‌دارِ خدایان میان‌رودانی باشد.

 

تصویر 5جام حسنلو الهه‌ای را نشان می‌دهد که سوار بر ماده‌شیر است و آینه‌ای در دست دارد که ممکن است نماد جهان پس از مرگ باشد و روح را بازتاب دهد. بر روی شیر، نشان سواستیکای الهه داغ شده است (مجله لایف،ژانویه1959)

 

از دیگر نقوش جام، الهه‌ای است که بر پشت شیر نشسته یا بر آن قرار گرفته است. او در یک دست مهار شیر و آینه و در دست دیگر شیئی شبیه عصا یا دوک نخ‌ریسی دارد. دو علامت باریک در ناحیه‌ی شانه‌ها نیز ممکن است نشان‌دهنده‌ی سنجاق‌های بزرگ لباس باشند. پورادا این ترکیب را با تصویر کوبابه (Kubaba)، الهه‌ی حامی کرکمیش (Carchemish) در شمال سوریه، مقایسه می‌کند. در یک نقش‌برجسته‌ کرکمیش، که نویسنده آن را حدود ۹۰۰ پیش از میلاد تاریخ‌گذاری می‌کند، کوبابه نیز بر شیر نشسته و آینه در دست دارد. بنابراین این ترکیب از نقوش مهم‌ترین نشانه‌هایی است که جام حسنلو را به سنت تصویری غرب آسیا و به‌خصوص شمال سوریه پیوند می‌دهد.

 

تصویر 6الهه در حال رقص برهنه (سمت چپ)؛ احتمالاً الهه‌ی باروری، بر پشت قوچ‌ها ایستاده و شنل خود را باز کرده است. هنرمند برای نشان دادن استخوان‌های قوزک پا و سینه‌ها دایره‌هایی حکاکی کرده و با نقاط کوبیده، پارچه‌ی طرح‌دار را به تصویر کشیده است. زنی (پایین) نوزادی را از سر و پا گرفته و آن را به شخصیتی که بر تخت نشسته تقدیم می‌کند (پایین در راست). یک خمیدگی بخشی از بدن نوزاد را پنهان کرده است.(بالا) خدای طوفان با پرتوهایی که از شانه‌هایش می‌روید و در حالی که سوار بر ارابه‌ای دوچرخ است. او افسار گاو نر عظیمی را در دست دارد که جویباری خروشان از دهانش بیرون می‌ریزد (مجله لایف،ژانویه1959).

 

تصویر 7خدای جنگجو بر سر شیر ایستاده، عضلاتش برآمده و منگوله‌های دم‌مانند روی دامن‌اش به ران‌هایش می‌خورد. با ضرباتی که با دستکش‌های فلزی می‌زند، با دیوی دوگانه می‌جنگد. بخشی از دیو کوهی است با سر انسان و بخشی دیگر اژدهایی با سه سر(مجله لایف،ژانویه1959).

 

دراماتیک‌ترین صحنه‌ی جام، قهرمانی است که از کوه بیرون آمده و با هیولایی مردگونه می‌جنگد. قهرمان موهای بلندِ بسته‌شده با نوار یا پیشانی‌بند دارد و دامن او با نقش‌های شورون/زیگزاگ و منگوله‌های بلند تزئین شده است. دست‌های او نیز با پوششی شبیه دستکش یا محافظ پوشانده شده‌اند. هیولا دارای ویژگی‌های ترکیبی است: بخش پایینی بدن او به شیر مربوط می‌شود و انتهای آن به شکلی دم‌ماهی یا دم‌پیچان ختم می‌شود؛ در بالای این پیکره نیز عناصر حیوانی دیگری دیده می‌شود. وجود ماهی یا ویژگی‌های آبزی در ترکیب هیولا باعث می‌شود پورادا آن را موجودی مرتبط با آب بداند. او این ویژگی را با هیولاهای کوهستانی و دریایی در سنت اسطوره‌ایِ مرتبط با خدای طوفان مقایسه می‌کند. نکته‌ی مهم این است که پورادا در اینجا میان تصویر و متن اسطوره‌ای ارتباط برقرار می‌کند: هیولای جام می‌تواند با همان نوع موجود کوهستانی/دریایی مرتبط باشد که در روایت کوماربی و اسطوره‌های خدای طوفان دیده می‌شود. بنابراین، این صحنه در نگاه او احتمالاً بیش از یک تصویر مستقل از «قهرمان و هیولا» است و ممکن است بخشی از یک چرخه‌ی اسطوره‌ای هوری ـ سوری باشد.

در کنار تأثیرات میان‌رودانی و سوری، پورادا بر وجود عناصر ایرانی در جام تأکید می‌کند. یکی از روشن‌ترین نمونه‌ها، کمانداری است که کمان بزرگ خود را روی پایش قرار داده است. نویسنده این شیوه را یک عادت یا سنت تصویری مشخصاً ایرانی می‌داند، زیرا نمونه‌ی مشابه آن را در دو پیکره از یک مقبره‌ی اواخر هخامنشی در قزقاپان (Qyzqapan) می‌یابد و اشاره می‌کند که این ویژگی خارج از ایران شناخته‌شده نیست. نمونه‌ی بسیار مهم دیگر، جام زرین کلاردشت در ساحل دریای خزر است. این جام دارای سه شیرِ در حال حرکت است که به بدنه متصل شده‌اند و در نحوه‌ی نمایش نیرومند شیرها با جام حسنلو شباهت دارد. روی ران شیرها نیز نقش سواستیکا دیده می‌شود. کلاردشت همچنین خنجری با طرح هلالی مشابه خنجر جام حسنلو ارائه کرده است. این شواهد، از نظر پورادا، برای قرار دادن جام در حوزه‌ی فلزکاری ایران اهمیت دارند.

 

تصویر 8 جزئیات جام طلایی با جزئیات مشابه هنر باستانی خاور نزدیک تطبیق داده شده است. همه‌ی موارد به جز یکی در سمت راست، با تمدن‌هایی مقایسه شده‌اند که قدیمی‌تر از مانایی‌ها هستند: قهرمانانی که موی دیو را می‌کشند و نمایش دیو کوهستانی با سر انسان (مجله لایف،ژانویه1959).

 

سخن آخر

جام زرین حسنلو فراتر از یک شی هنری، سند جرم‌شناسانه‌ای است که لحظه‌ی نابودی یک شهر را ثبت کرده است. بازخوانی دقیق موقعیت اسکلت‌ها، سلاح‌ها و تروماهای استخوانی توسط پژوهشگرانی چون مایکل دانتی نشان داد که آنچه زمانی داستان قهرمانی مدافعان تلقی می‌شد، در واقع روایت غارتگران شکست‌خورده‌ای است که خود قربانی آتش‌سوزی شدند. این بازسازی جرم‌شناختی، حسنلو را به یکی از روشن‌ترین نمونه‌های «صحنه جرم باستانی» تبدیل کرده و یادآور می‌شود که آثار تاریخی می‌توانند نه‌تنها فرهنگ، بلکه خشونت، تاکتیک و سرنوشت انسان‌های گذشته را نیز با دقتی نزدیک به تحقیقات جنایی مدرن روایت کنند.

سبد خرید

رمز عبورتان را فراموش کرده‌اید؟

ثبت کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش