Shanidar Cave
در دل کوههای زاگرس و در تاریکی غار شنیدار، حدود هفتاد هزار سال پیش، نئاندرتالها مردگان خود را به خاک میسپردند. وقتی رالف سولکی باستانشناس آمریکایی در دهه ۱۹۵۰ اسکلت شنیدار ۴ را یافت و گردههای گل را در اطراف بدن او کشف کرد، جهان ناگهان تصویری تازه از این خویشاوندان باستانی ما دید: موجوداتی که شاید با مهربانی، گلهایی را بر بستر مرگ عزیزانشان میگذاشتند. این فرضیهٔ «تدفین گلی»، نئاندرتالها را از هیبتی خشن به موجوداتی عاطفی و همدل تبدیل ساخت؛ موجوداتی که مرگ را میفهمیدند و برای آن آیین داشتند. سولکی کتابی با عنوان Shanidar: The First Flower People نوشت و این داستان در کتابهای درسی و فرهنگ عمومی بارها روایت شد.
تحقیقات علمی این رویکرد شاعرانه را به چالش کشید. بررسیهای جدید نشان داد که آن تودههای گرده، مخلوطی از گلهایی بودند که همزمان نمیشکفتند و بیشتر به کار زنبورهای تنها یا جوندگان شباهت داشتند تا دستهٔ گلی که با قصد و احساس چیده شده باشد.
شاید دیگر نتوان با اطمینان گفت که نئاندرتالها، گلها را با دستان خود بر جسد گذاشتند، اما میتوانیم حس کنیم که در تاریکی آن غار، موجوداتی شبیه ما ایستاده بودند؛ موجوداتی که میدانستند زندگی کوتاه است و مرگ پایان همه پیوندهاست.
- مشخصات محصول
- نظرات













هنوز نظری ثبت نشده
اولین نفری باشید که نظر میدهید
ثبت نظر