مقدمه
در بسیاری از ادیان و سنت ها، مرگ با صحنه پاسخگویی انسان به اعمال خوب و بد او در دنیا همراه است. تصویر ترازوی توزین اعمال از کهنترین نمادهای دینی برای سنجش کردار انسان پس از مرگ است. هرچند این مفهوم می تواند با تفاوتهای مهمی در معنا و کارکرد رو به رو باشد. اما وقتی به متون شوش و دوره عیلامیها بازمیگردیم، این تصویر آشنا ناگهان محو میشود. نه ترازویی در کار است و نه حسابرسی دقیق اخلاقی. آنچه هست، رؤیای الهی و اعلام حکم توسط خدایی در تاریکی است؛ خدایی به نام اینشوشیناک. او از مرموزترین چهرههای پانتئون عیلامی است. اینشوشیناک از خدای محلی و نگهبان شهر شوش به یکی از دو خدای برتر کل قلمرو عیلام تبدیل شد. در این مقاله، براساس آخرین پژوهشهای باستانشناختی و کتیبهشناسی، به معرفی این خدای باستانی خواهیم پرداخت.
خدای اینشوشیناک کیست؟
نام اینشوشیناک ریشه سومری دارد و از ترکیب Nin-Šušinak بهمعنای «خداوند/سرور شوش» گرفته شده است. این نامگذاری نشاندهنده خاستگاه محلی او بهعنوان خدای نگهبان شهر شوش است و احتمالاً به دوره شوش دوم (حدود اواسط هزاره سوم پ.م.) بازمیگردد. در متن عیلامی کهن معروف به «پیمان نَرَمسین»، (احتمالاً مربوط به اواخر هزاره سوم پ.م)، اینشوشیناک در ردیف ششم فهرست خدایان شاهد قرار دارد. از دوره پوزور-اینشوشیناک (حدود ۲۱۲۰–۲۱۱۰ پ.م.) به بعد، نام او در کتیبههای سلطنتی و ساختمانهای مذهبی شوش بهطور گسترده ظاهر میشود.

ریشه های باستان شناختی نام اینشوشیناک
نام اینشوشیناک، خدای بزرگ شهر شوش، در پژوهشهای نوین بیش از همه از طریق کتیبههای دوگانه دوره پوزور-اینشوشیناک شناخته و تثبیت شد؛ در میان این آثار، «لوح شیر» (Table au Lion) کشف شده در آکروپل شوش اهمیت ویژهای دارد. این اثر سنگی متعلق به دوره پوزور-اینشوشیناک، در سال ۱۹۰۵ توسط فردیناند بورک (Ferdinand Bork) در روند مطالعه خط ایلامی خطی اهمیت ویژهای پیدا کرد. او متوجه شد یک توالی چهار نشانهای در کتیبه ایلامی خطی تکرار شده و همین الگو با نام Sushinak / Insushinak در متن اکدی قابل تطبیق است. این یکی از نقاط آغازین رمزگشایی خط ایلامی خطی بود.
کتیبه دوزبانه Table au Lion از شوش، از مهمترین شواهدی است که در پژوهشهای آغازین سده بیستم امکان شناسایی و تطبیق نام اینشوشیناک را در متن ایلامی خطی فراهم کرد .متن اکدی قابل خواندن بود و در آن نام Sushinak، خدای اصلی شوش، آمده بود. پژوهشگران توانستند این نام را با توالی نشانههای متن ایلامی خطی تطبیق دهند و از این طریق نام ایلامیInsushinak / Inshushinak را شناسایی کنند. این کتیبه شاهدی بسیار مهم برای تثبیت نام خدای شهر شوش، اینشوشیناک، و ارتباط آن با سنت نوشتاری ایلامی و اکدی است. بخش اکدیِ کتیبه، که برای شناسایی نام اینشوشیناک اهمیت ویژه دارد، شامل نام و عناوین پادشاه است. یکی از بخشهای اصلی آن چنین خوانده میشود:
puzur-Inshushinak ensi šušimᵏᶦ šakkanakku māt Elamᵏᶦ
یعنی:
«پوزور-اینشوشیناک، انسیِ شوش و شَکَنَکّوی سرزمین ایلام.»

سه مرحله تحول اینشوشیناک؛ از نگهبان محلی تا داور جهان زیرین
یان تاوِرنیِه Jan Tavernier، یکی از برجستهترین متخصصان معاصر زبان و دین عیلامی، سیر تحول اینشوشیناک را به سه مرحله اصلی تقسیم میکند. این تقسیمبندی تصویری روشن از صعود او از خدای محلی به خدای ملی ارائه میدهد.
- دوره عیلام کهن: خدای نگهبان شوش
در این دوره، اینشوشیناک عمدتاً خدای نگهبان شهر شوش و حامی شاهان محلی بود. پوزور-اینشوشیناک با ساخت بناهای متعدد و تقدیم نذورات فراوان، عملاً او را به خدای اصلی دولت شوش ارتقا داد. نام تئوفور بسیاری از شاهان (مانند پوزور-اینشوشیناک، شیلهک-اینشوشیناک و دیگران) نشان دهنده اهمیت روزافزون این خداست.
دوره سوکالماه و عیلام میانه: یکی از دو رکن پانتئون
در این مرحله، اینشوشیناک همراه با نَپیریشا (خدای بزرگ مناطق کوهستانی) به دو رکن اصلی پانتئون پادشاهی شوش و انشان تبدیل شد. او دیگر صرفاً خدای محلی نبود، بلکه یکی از دو خدای برتر کل قلمرو عیلامی بهشمار میرفت. معابد بزرگ او در شوش (روی آکروپل) و چغازنبیل (آل اونتاش-نَپیریشا) نماد این جایگاه جدید هستند. شاهان شوتروکید نامهای تئوفور فراوانی با عنصر اینشوشیناک برمیگزینند و بازسازیهای گستردهای در معابد او انجام میدهند
نقش قضایی و داوری در جهان زیرین
اقتدار قضایی اینشوشیناک از امور دنیوی به جهان مردگان نیز گسترش یافت. در سوگندهای حقوقی عبارت معروف «اینشوشیناک زنده بماند!» بسیار رایج بود. متون تدفینی شوش نشان میدهند که او با کمک دو دستیار (ایشمهکَرَب و لاگامَل) ارواح تازهوارد را داوری میکرد. دانیل پاتس این تحول را بازتاب مستقیم اهمیت سیاسی شوش میداند و تاوِرنیِه آن را به سیر صعود مردوک در بابل تشبیه میکند
متون تدفینی شوش؛ رؤیای الهی بهجای ترازوی اعمال
در اوایل قرن بیستم در جریان کاوشهای تیم فرانسوی در شوش، لوحهایی معروف به «متنهای تدفینی شوش» (Susa Funerary Texts) کشف شدند. کاوشگر اصلی رولان دو مکونم (Roland de Mecquenem) بود که پس از ژاک دو مورگان مدیریت کاوشهای شوش را بر عهده داشت. این لوحها از یک گور طاقیشکل (vaulted tomb) بهنام «مقبرهٔ شماره ۳» در شرق کاخ داریوش بهدست آمدند. در این منطقه، مجموعهای از گورهای طاقی عیلامی کشف شد که برخی از آنها در نزدیکی یا در ارتباط با معبد اینشوشیناک قرار داشتند. مکونم در گزارشهای خود از وجود چندین مقبرهٔ طاقی در شرق کاخ سخن میگوید که اغلب چند اسکلت داشتند و گاه با اشیای تدفینی همراه بودند.
این لوحها نخستینبار در ۱۹۱۶ توسط ژان-ونسان شیل منتشر و سپس توسط دوسَن (۱۹۲۷) بهعنوان MDP 18 شمارههای ۲۵۰–۲۵۳، ۲۵۵، ۲۵۶ و ۲۵۹ شمارهگذاری شدند. شماری از پژوهشگران آن را راهنمای مردگان و عدهای دیگر حاوی اطلاعات مهمی دربارهٔ دین عیلامی و حتی ایرانی بعدی میدانستند. اما ناتان واسرمن (Nathan Wasserman) با مطالعهٔ این لوحها به نتایج تازهتری دست یافت. او در پژوهش خود نشان میدهد واژهای که پیشتر به معنای ترازوگر یا وزن کننده خوانده میشد احتمالاً باید به معنای تیرهکننده یا تاریک کننده خوانده شود. اینشوشیناک در این متون بهعنوان گویندهٔ حکم در خواب ظاهر میشود و دو دستیارش او را همراهی میکنند. واسرمن نشان میدهد که این متون از نظر ژانری به دعاهای شخصی و گزارشهای رؤیایی یا پیشگویانه نزدیکترند تا راهنمای مردگان. محل کشف آنها در گور نیز ممکن است ناشی از کارکرد جادویی متون باشد نه لزوماً ماهیت تدفینی آنها.
گنجینههای پنهان و یادمانهای سنگی؛ ردپای اینشوشیناک در باستانشناسی شوش
- گنجینههای معبد اینشوشیناک
معبد اصلی اینشوشیناک در لبه غربی تپه آکروپل (Acropole) شوش قرار داشته است. در دوره عیلام میانه، این معبد نسبت به سایر بناهای آکروپل ارتفاع بیشتری یافته و به یکی از بلندترین نقاط مذهبی شهر تبدیل شده بود. علاوه بر معبد اصلی، شواهدی از چندین زیارتگاه یا نمازخانه وابسته به اینشوشیناک در شوش وجود دارد. دو گنجینه کلیدی از محدوده معبد بهدست آمده است:
گنجینه اول )اول ژانویه ۱۹۰۴): در یک محفظه آجری سهطرفه (1.5 × 1.2 متر) کشف شد. حاوی اشیاء گرانبها بود و «گنجینه اینشوشیناک» نام دارد .
گنجینه دوم (۲۲ فوریه ۱۹۰۴): در جنوب معبد، روی سکوی آجری لعابدار سبز (حدود ۹۶ × ۶۴ سانتیمتر) یافت شد.
یافتههای دیگر شامل جفت شیرهای نگهبان، مجسمهها، آجرهای لعابدار نقشبرجسته (نقش مرد گاوی، پیکره روبهرو و درختان نخل) و آجرهای کتیبهدار متعدد از شاهان عیلام میانه است. در تپه آپادانا نیز نمای آجری مشابهی از دوره کوتیر-ناهونته و شیلهک-اینشوشیناک بهدست آمده که به نمازخانه بیرونی اینشوشیناک تعلق دارد.
- مجسمه برنزی نپیر-آسو
مجسمه 1.29 متری برنزی نَپیر-آسو (کشفشده در ۱۹۰۳ در لایههای بالایی اتاقی در معبد نینهورساگ) دارای کتیبهای ایلامی است که نفرینی بر هر کسی که به مجسمه یا کتیبه آسیب برساند وارد میکند و سه خدای ایلامی را فرامیخواند: نَپیریشَه، کیریریشَه و اینشوشیناک. این اشاره صریح، جایگاه اینشوشیناک را در میان خدایان اصلی ایلام میانه نشان میدهد.

- ستون منسوب به اونتاش-نَپیریشَه
اونتاش-نَپیریشَه (پادشاه ایلام) یک شهر کاملاً جدید به نام آل-اونتاش-نَپیریشَه (همان چغازنبیل امروزی) ساخت که حدود ۴۰ کیلومتر جنوبشرقی شوش بود. او مجسمهها و یک ستون سنگی بزرگ (استل) را در آنجا، در محوطه مقدس معبد (به نام سیَن-کوک) قرار داد. چند نسل بعد، پادشاه دیگری به نام شوتْروک-نَهّونته آمد. او این مجسمهها و ستون را از چغازنبیل برداشت و به شوش آورد. بعد آنها را در معبد اینشوشیناک (خدای اصلی شوش) گذاشت و رسماً به این خدا تقدیم کرد. این شواهد نشان میدهد که معبد اینشوشیناک در شوش نه تنها محل تجمع اشیای نذری و گنجینههای آیینی بوده، بلکه در دوره ایلام میانه بهعنوان کانون اصلی انتقال و تقدیس آثار سلطنتی و مذهبی عمل میکرده است.

- کتیبه ساختمانی شیلهک-اینشوشیناک
کاوش های گودال بزرگی در آکروپل شوش (کاوشهای ۱۹۶۶–۶۷) بیست قطعه آجر کتیبهدار از سلسلهای از شاهان، از اونتاش-نپیریشا (اواسط دودمان ایگیهالکی / عیلام میانه دوم) تا شیلهک-اینشوشیناک (اواسط دودمان شوتروکی / عیلام میانه سوم) بهدست داده است. در اینکتیبه ساختمانی، شیلهک-اینشوشیناک فهرست شاهانی که پیش از او در بازسازی معبد اینشوشیناک در شوش فعالیت کردهاند، ذکر می کند.
- کتیبه استل شماره 1 هفت تپه کتیبه و مقبره سلطنتی تپتی-اهار
تپتی-اهار (Tepti-ahar) که خود را «شاه شوش» میخواند، ساختمانی آجری پخته به نام É.DÙ.A )احتمالاً به معنای «خانه ساختهشده» یا سازهای با کارکرد معبدی/تدفینی( ساخت و آن را به خدای خود اینشوشیناک تقدیم کرد. این آجرها نشاندهنده بازسازی یا ساخت جدید در معبد اینشوشیناک شوش هستند (پس از سازههای پیشین دوره سوکالماه مانند تپتی-هالکی). کارکرد É.DÙ.A احتمالاً ترکیبی از معبد و فضای مرتبط با آیین تدفینی یا پرستش جنبههای زیرزمینی اینشوشیناک بوده است. متن هجده قطعه آجر کتیبهدار (بهنقل از مالبران-لابا و رینر) چنین است:
«(۱) تپتی-اهار، شاه شوش [ساخت؟] مجسمهای از خود و از دختران خدمتکارش که به آنان لطف دارد، و پیکرههای زنانه شفاعتکننده (۲) که برای او و برای دختران خدمتکارش که به آنان لطف دارد شفاعت کنند؛ او خانهای از آجر پخته ساخت (۳) و آن را به سرور خود اینشوشیناک داد. باشد که اینشوشیناک تا زمانی که او زنده است به او لطف کند! (۴) هنگامی که شب فرامیرسد، چهار زن از نگهبانان خانه … نباید همدست شوند (۵) تا طلا را بکنند؛ جامههایشان باید با ریسمان بسته شود؛ باید وارد شوند و (۶) در پای مجسمههای لاماسو [نبوغ محافظ] و کاریبو بخوابند؛ باید …»
طبق متن استل شماره ۱ در هفت تپه، «شش نگهبان خانه» (یعنی همان مقبره سلطنتی) باید «پیش از ارابه خدا برای اینشوشیناک قربانی کنند» و موظفاند هم «تدارکات» فراهم کنند و هم جشنی به افتخار «ارابه خدا» برگزار نمایند. این اشارات با کشف یک مجسمه مسی ناقص (ارتفاع 15.7 سانتیمتر) از یک خدا نشسته در ارابه در شوش مقایسه شده است. این دو مجموعه کتیبه (آجرهای شوش و استل هفتتپه) مهمترین شواهد مستقیم ارتباط تپتی-اهار با اینشوشیناک در این دوره هستند و نشان میدهند که این خدا همچنان سرور اصلی شوش و موضوع عبادت و تدارکات تدفینی در هفتتپه بوده است.

شمایلنگاری؛ تخت مارپیچ و نمادها
مهرها و یادمانهای مقامات و فرمانروایان ایلامی تصاویری را نشان میدهند که بر رابطه آنان با خدایان تأکید دارند. فرمانروایان دوره ایلامی قدیم با عناوین سوکّالمَه، سوکّال ایلام و شیماشکی، و سوکّال شوش، و نیز شاهان تپتی-اَهَر و اونتاش-نَپیریشا از دوره ایلامی میانه، مستقیماً در برابر یک ایزد عمده ایلامی نشان داده شدهاند که بر ماری با سر انسان یا اژدها نشسته است. میتوان پیوندی میان تصویر یک خدای ایلامی بر تخت مارِ پیچیده تشخیص داد (که پژوهشگران او را یا نَپیریشا یا اینشوشیناک دانستهاند) و خدای مار بینالنهرینی دوره اکدی که به ماری پیچیده در کمر تبدیل شده است. این خدای مار گاهی نیز در حالی نشان داده میشود که یک پرستشگر به او نزدیک میشود.
- مهر (Tan-Uli)
این قطعه از یک لوح حقوقی از شوش، بخشی از نقشِ مُهری را حفظ کرده است که نام «تان-او-ایلی« (Tan-Uli)، سوکالماخِ ایلام و شیماشکی، بر آن حک شده است. مُهر، تصویرِ خوشپرداختِ خدایی با موهای بلند و کلاهی تخت را نشان میدهد که بر سکویی طاقچهمانند و بر فراز ماری حلقهخورده با سرِ انسانیِ ریشدار نشسته است. در دست چپ ایزد، ماری کوچک قرار دارد؛ در حالی که از شیئی که در دست راستِ کشیده اوست، جریانهایی به بیرون جاری میشود. این شیء احتمالاً «میله و حلقه» است؛ نمادهایی بینالنهرینی که با اقتدار الهی و برقراری عدالت پیوند دارند. جریانها به سوی دستانِ پیکرهای ایستاده جاری میشوند که احتمالاً خودِ تان-او-ایلی است؛ فرمانروایی که در اوایل سده هفدهم پیش از میلاد بر ایلام حکومت میکرد. اگرچه این تصویرپردازی برگرفته از شمایلنگاری بینالنهرینی است ــ شمایلنگاریای که برای مشروعیتبخشی به قدرت فرمانروا به کار میرفت، ویژگیهای ایلامی نیز در آن آشکار است؛ از جمله کلاههای ویژه شاهان و ایزدان، سکویی متمایز که دو انتهای آن به شکلهایی شاخمانند ختم میشود، و تختِ مار. ایزدِ نشسته بر تختِ مار که حق فرمانروایی را اعطا میکند، گاه ناپیریشا (Napirisha) دانسته شده است؛ ایزدی که گاهی عالیترین خدای پانتئون ایلامی به شمار میآید. احتمال دیگر اینشوشیناک (Inshushinak)، سرور شوش، است. بااینحال، هویت این ایزد بر اساس شواهد متنی یا شمایلنگارانه بهطور قطعی روشن نیست.

- استل اونتاش-نَپیریشا
استل اونتاش-نَپیریشا که پیشتر در مورد آن صحبت شد، از چهار ردیف تشکیل شده است. در بخش بالایی ستون خدا بهصورت نشسته روی تختی از بدنهای درهم پیچیده مارها نشان داده شده است.خدا تاج چند شاخه بر سر دارد که نشانه مقام الهی است. در یک دست عصا و حلقه نگه داشته است که نماد سنتی قدرت و مشروعیت الهی در هنر بینالنهرینی و عیلامی است. در دست دیگر سر ماری شاخدار را گرفته که گاهی با زبان آتشین یا شعلهمانند توصیف شده است. گوش او ترکیبی از گوش انسانی و حیوانی (احتمالاً گاوی) دارد که ویژگی رایج خدایان عیلامی است. موهایش به صورت گیسهای بلند و بافتهشده به پشت افتاده. پادشاه اونتاش-نَپیریشا در برابر او ایستاده و نامش روی بازویش نوشته شده است. بین آنها کتیبهای عیلامی قرار دارد که استل را به اینشوشیناک تقدیم میکند و از او میخواهد سلطنت و سلسلهای پربرکت به پادشاه عطا کند. هویت خدا در این ستون محل مناقشه بین پژوهشگران است. عده ای معتقدند چون این استل به اینشوشیناک تقدیم شده، پس خدای نشسته اینشوشیناک است. اما گروهی دیگر نظیر پییر آمیه او را نپیریشا میدانند. زیرا تخت مارپیج و آبهای جاری به خدای کوهستان یعنی نپیریشا و آبهای زیرزمینی سازگار است و اهدای یک استل به خدا، به معنای تصویر شدن همان خدا بر ستون نیست

نتیجهگیری
اینشوشیناک از خدای محلی نگهبان شوش در هزارهٔ سوم پیش از میلاد به یکی از دو رکن اصلی پانتئون عیلامی در دورهٔ میانه تبدیل شد. نقش او در مشروعیتبخشی به سلطنت، داوری قضایی و جهان زیرین و حضور پررنگ نامش در نامهای تئوفور شاهان، جایگاه مرکزی او را در دین عیلامی نشان میدهد.
منابع
Potts, D. T. (2016). The Archaeology of Elam: Formation and Transformation of an Ancient Iranian State (2nd ed.). Cambridge University Press.
Tavernier, J. (2021). Inshushinak. In The Encyclopedia of Ancient History. Wiley.
Wasserman, N. (2019). The Susa Funerary Texts: A New Edition and Re-Evaluation and the Question of Psychostasia in Ancient Mesopotamia. Journal of the American Oriental Society, 139(4), 859–891









