پیشینه کاوشهای غیرعلمی و تجاری در باستانشناسی ایران و جهان، داستانی پر از غارت و پراکندگی آثار است. از قرن نوزدهم میلادی به این سو، بسیاری از محوطههای باستانی نه با هدف علمی و مستندسازی، بلکه با انگیزه سودجویی و فروش آثار به مجموعهداران خصوصی و موزههای غربی مورد کاوش قرار گرفتند. در بینالنهرین، حفاریهای غیرمجاز در نیمرود و نینوا در دوره عثمانی، هزاران قطعه عاج و فلزکاری آشوری را به بازارهای اروپا سرازیر کرد.
در ایران نیز کاوشهای تجاری در شوش در اواخر سده نوزدهم بخش قابلتوجهی از آثار ایلامی و هخامنشی را به لوور منتقل کرد. در منطقه زاگرس نیز، محوطههایی چون حسنلو و مارلیک پیش از آغاز کاوشهای علمی، دستخوش غارتهای محلی و تجاری شدند و آثار ارزشمند آنها بدون مستندسازی کامل پراکنده گشت.
در میان این نمونهها، گنجینه زیویه یکی از شاخصترین موارد غارت تجاری در باستانشناسی ایران است. در این نوشتار، با تکیه بر گزارشها و مقالات نصرتالله معتمدی، رابرت دایسون و بارنت، تلاش میشود تصویری جامع از وضعیت کاوشهای تجاری و علمی قلعه زیویه و معرفی برخی آثار به ویژه ریتون طلایی قوچ ارائه گردد.
محوطه تاریخی زیویه در کجا واقع است؟
قلعه زیویه در استان کردستان و در فاصله 42 تا 55 کیلومتری جنوب شرقی شهر سقز واقع است. دژ زیویه بر فراز تپهای مرتفع و استراتژیک در منطقهای کوهستانی قرار دارد که بر مسیرهای ارتباطی میان فلات ایران، میانرودان و آناتولی مسلط بوده است. ارتفاع این تپه حدود 1835 متر از سطح دریا است و موقعیت طبیعی آن امکان کنترل بر درهها و راههای تجاری و نظامی را فراهم میکرده است

زیویه و قلمرو پادشاهی ماناها
از نظر جغرافیای تاریخی، زیویه در قلمرو پادشاهی مانا قرار داشته که یکی از مهمترین دولتهای محلی شمالغرب ایران در سدههای نهم تا هفتم پیش از میلاد به شمار میرود. ماناها یا مانائیان مردمی بودند که در منطقهای میان دریاچه ارومیه و کوههای زاگرس سکونت داشتند و پایتخت آنان ایزیرتو یا ایزرتو نامیده میشد که بسیاری از پژوهشگران آن را با سقز امروزی یکی دانستهاند. اسناد آشوری به ویژه سالنامههای سارگون دوم و آشوربانیپال بارها از مانا و دژهای مهم آن از جمله زیبیه یا اوزیبیا یاد کردهاند. این دژها در جریان لشکرکشیهای آشوری مورد حمله قرار گرفتند و گاه ویران شدند. حضور همزمان اورارتو در شمال و فشار آشور از غرب، مانا را در موقعیت حساسی قرار داده بود و همین امر باعث شده بود که هنر و فرهنگ مانا ترکیبی از عناصر محلی، آشوری، اورارتویی و بعدها سکایی باشد. در کنار ماناها، سکاها نیز در این دوره نقش مهمی ایفا کردند. ورود سکاها به منطقه در سده هفتم پیش از میلاد و اتحاد یا تقابل آنان با مادها و ماناها، تأثیر عمیقی بر هنر و فرهنگ شمالغرب ایران گذاشت.
کاوشهای تجاری و غارت گنجینه زیویه
داستان گنجینه زیویه از سال 1325 خورشیدی آغاز میشود. بنا به روایتهای محلی، چوپانی در دامنه تپه زیویه به صندوق یا تابوت مفرغی برخورد کرد که حاوی اشیای زرین و سیمین بود. این کشف تصادفی به سرعت به گوش تاجران عتیقه رسید و ایوب ربنو، تاجر یهودی عتیقهجات، موفق شد مجوز حفاری تجاری را از وزارت فرهنگ وقت دریافت کند. از سال 1325 تا حدود ۱۳۳۲، ربنو و نمایندگان او از جمله اسدالله جواهری به مدت چندین سال در زیویه و شعاع اطراف آن به حفاری پرداختند.
اسناد آرشیوی موجود در سازمان اسناد ملی و اداره میراث فرهنگی سقز نشان میدهد که مجوزهای حفاری تجاری به نام ایوب ربنو صادر میشده و صورتجلسههایی از تقسیم اشیای مکشوفه تنظیم میگردیده است. با این حال، بررسی این اسناد آشکار میسازد که بسیاری از اشیای ارزشمند به ویژه قطعات زرین در صورتجلسهها ثبت نمیشده و سهم دولت و مالکان محلی به درستی رعایت نمیگردیده است. مکاتبات ادارهکل باستانشناسی با نخستوزیری در سال 1326 حاکی از درخواست خرید مجموعه اشیای منتسب به زیویه از تاجران عتیقه از جمله نجات ربیع، نورالله کهن، عزیز و خود ربنو است. مبلغهای پیشنهادی برای خرید این اشیا گاه به میلیونها تومان میرسیده که نشان از ارزش بالای آنها دارد.
نتیجه این حفاریهای تجاری، تخریب گسترده لایههای باستانی و پراکندگی اشیای زیویه در موزهها و مجموعههای خصوصی جهان بود. بخشهایی از گنجینه به موزه ایران باستان (موزه ملی ایران) راه یافت، اما بخش عمده آن به موزه متروپولیتن نیویورک، لوور پاریس، موزه بریتانیا و مجموعههای خصوصی منتقل شد. آندره گدار، مدیر وقت اداره باستانشناسی، نخستین گزارشها را درباره این گنجینه منتشر کرد و آن را به هنر مانایی نسبت داد. بعدها رومن گیرشمن آن را گور شاهزادهای سکایی دانست و بارنت در مقالهای در نشریه عراق (1956) به تحلیل سبکشناختی آن پرداخت و عناصر آشوری، سکایی و محلی را در آن شناسایی کرد .
کاوشهای علمی زیویه: از دایسون تا معتمدی
نخستین بررسی علمی زیویه توسط رابرت دایسون از پروژه حسنلو در سالهای ۱۹۵۶ و ۱۹۶۰ انجام شد و در سال ۱۹۶۴ یک فصل کوتاه کاوش به مدت سه هفته صورت گرفت. دایسون بقایای معماری خشتی، پله ورودی به دژ، پایههای ستون و دیوار دفاعی ضخیم را گزارش کرد. سفالهای بهدستآمده و سرپیکانهای سهپر برنزی، تاریخگذاری محوطه را به سده هفتم پیش از میلاد نزدیک ساخت. با این حال، هیچیک از اشیای معروف گنجینه در کاوشهای دایسون یافت نشد و او خود به حفاریهای طولانیمدت تاجران عتیقه اشاره کرده است.
کاوشهای گسترده ایرانی از سال ۱۳۵۵ به سرپرستی نصرتالله معتمدی آغاز شد و تا سال ۱۳۵۷ ادامه یافت. پس از وقفه ناشی از انقلاب اسلامی، معتمدی از سال ۱۳۷۳ تا حدود ۱۳۷۷ دوباره کار را از سر گرفت. او تالار ستوندار بزرگی با شانزده پایه ستون، اتاقها و راهروها، و دیوار دفاعی را آشکار ساخت. یافتههای او شامل سفال، سرپیکان برنزی، قطعات عاج با سبک محلی و یک مهر گلی اورارتویی از روسای دوم بود. معتمدی در مقالات خود در نشریه میراث فرهنگی و گزارشهای باستانشناسی، بر ماهیت دژ مانایی-مادی زیویه تأکید کرده و معماری آن را توصیف نموده است
بررسی گنجینه زیویه با تمرکز بر ریتون سر قوچ
گنجینه زیویه مجموعهای ناهمگون از اشیای زرین، سیمین، عاجی و سفالی است که سبکهای آشوری، اورارتویی، سکایی، مانایی و حتی عناصر پیشاهخامنشی را در خود جای داده است. در میان این اشیا، ریتون یا تکوک زرین به شکل سر قوچ که در موزه رضا عباسی نگهداری میشود، از اهمیت ویژهای برخوردار است. این ریتون که گفته میشود از منطقه قافلانکوه نزدیک زیویه بهدست آمده، متعلق به اواخر سده هفتم یا اوایل سده ششم پیش از میلاد است و به هنر مادی یا مانایی-مادی نسبت داده شده است

جنس ریتون سر قوچ از طلا است و سر قوچ با شاخهای پیچخورده و جزئیات دقیق پشم و چهره حیوان را نشان میدهد. ارتفاع آن حدود 32.5 سانتیمتر و قطر آن حدود 18.5 سانتیمتر گزارش شده است. این اثر نه تنها از نظر فنی شاهکاری در فلزکاری است، بلکه از نظر نمادین نیز اهمیت دارد


نمادشناسی قوچ در فرهنگ باستانی ایران
شاخهای پیچخورده قوچ اغلب به عنوان نماد آفرینش، شعاع نور خورشید و تکامل تعبیر شدهاند. در متون اوستایی و سنتهای بعدی، قوچ با ایزد بهرام مرتبط دانسته میشود که در یکی از تجلیات خود به شکل قوچ وحشی ظاهر میگردد. این پیوند، ریتون را از یک ظرف صرفاً کاربردی به شیئی آیینی تبدیل میکند که احتمالاً در مراسم مرتبط با قدرت شاهی، باروری زمین یا آیینهای پیروزی به کار میرفته است. هخامنشیان نیز بعدها همین نماد را در جامها و عصاهای سلطنتی به کار بردند و قوچ را مظهر حکمفرمایی و فرّ ایزدی دانستند. مصباح و دادور در تحلیل اسطورهشناختی فرم ریتونهای هخامنشی بر این نکته اشاره می کنند که مردمان باستان باور داشتند نوشیدن از ظرفی به شکل حیوان، نیروی آن حیوان را به فرد منتقل میکند؛ از اینرو انتخاب حیوان برای ساخت ریتون، با هدف جلب حمایت ایزد مرتبط با آن حیوان صورت گرفته است.
بررسی ساختاری و سبکشناختی ریتون قوچ زیویه
از نظر ساختاری، ریتون به شکل نیمتنه قدامی قوچ ساخته شده و شاخهای پیچخورده و حجیم آن با دقتی چشمگیر اجرا گردیده است. جزئیات پشم حیوان با تکنیکهای برجستهکاری و گاه حکاکی ظریف نشان داده شده و چشمها احتمالاً در اصل دارای مرصعکاری بودهاند. فرم کلی ظرف، با دهانه باز در پشت سر حیوان و سوراخ خروجی در پوزه، آن را در زمره ریتونهای کلاسیک قرار میدهد که کارکرد آیینی و تشریفاتی داشتهاند
از منظر سبکشناختی، این ریتون ترکیبی پیچیده از سنتهای هنری مختلف را به نمایش میگذارد. عناصر سبک حیوانی سکایی در فرم کلی، تأکید بر شاخهای حجیم و حرکت پویای بدن حیوان مشهود است. هنر سکایی که با نام «سبک حیوانی» شناخته میشود، بر بازنمایی جانوران در حالتهای پیچیده، پیچش بدن و گاه انتزاع شکلها تمرکز دارد. نمونههای مشابه ریتون سر قوچ یا بز در گورهای شاهان سکایی شمال دریای سیاه و آسیای مرکزی، و همچنین در موزه ارمیتاژ، شباهتهای آشکاری با این اثر دارند. با این حال، ریتون زیویه فاقد آن درجه از انتزاع و اغراق سکایی خالص است و جزئیات واقعگرایانهتری از چهره و پشم حیوان را نشان میدهد که ریشه در سنتهای محلی مانایی-مادی و تأثیرات اورارتویی و آشوری دارد

آر. دی. بارنت در تحلیل خود از گنجینه زیویه، به حضور عناصر سکایی در برخی اشیای زرین اشاره کرده و آنها را نشانهای از نفوذ یا حضور سکاها در منطقه دانسته است. در عین حال، پژوهشگرانی چون ادیت پورادا و رابرت دایسون بر ترکیب عناصر اورارتویی، آشوری و محلی تأکید داشتهاند. ریتون سر قوچ را میتوان محصول همین فضای فرهنگی متقاطع دانست: سنتی محلی که فرم ریتون را از خاور نزدیک به ارث برده، نماد قوچ را از باورهای ایرانی-مانایی گرفته، و پویایی و تأکید بر شاخهای حیوان را از هنر سکایی وام گرفته است. این تلفیق، نه التقاط ساده، بلکه بازتابی از واقعیت سیاسی و فرهنگی شمالغرب ایران در سده هفتم پیش از میلاد است؛ دورهای که ماناها تحت فشار آشور و اورارتو قرار داشتند و سکاها به عنوان نیروی جدید وارد معادلات منطقه شده بودند
منابع
معتمدی، نصرتالله. ۱۳۷۵. «زیویه (۲)». میراث فرهنگی، شماره ۱۶، صفحات ۳۲-۳۷.
معتمدی، نصرتالله. ۱۳۷۶. «زیویه، کاوشهای سال ۱۳۷۴: معماری و شرح سفال». گزارشهای باستانشناسی (۱)، صفحات ۱۴۳-۱۷۰.
معتمدی، نصرتالله. ۱۳۷۶. «زیویه – قلعه مانایی، مادی». مجموعه مقالات کنگره تاریخ معماری و شهرسازی ایران، جلد ۱/۱، صفحات ۳۲۰-۳۵۷.
Dyson, Robert H. Jr. 1963. Archaeological Scrap: Glimpses of History at Ziwiye. Expedition Magazine.
Barnett, R. D. 1956. The Treasure of Ziwiye. Iraq, Vol. 18, No. 2, pp. 111-116.
Muscarella, Oscar White. 1977. “Ziwiye” and Ziwiye: The Forgery of a Provenience. Journal of Field Archaeology, 4(2), pp. 197-219.
نصراللهی، صلاح و امینپور، صالح. ۱۳۹۹. حفاریهای تجاری و اشیای کشفشده در زیویه در سالهای ۱۳۲۵ تا ۱۳۳۲ش. گنجینه اسناد، سال ۳۰، شماره ۲.
Encyclopaedia Iranica, s.v. “Ziwiye,” by Oscar White Muscarella.









