مقدمه
سرزمینهایی که بعدها بخشهایی از قلمرو ماد را تشکیل دادند، هزاران سال پیش از ظهور این دولت، محل استقرار جوامع شکارگر، کشاورز، دامدار و شهرنشین بودند. غرب فلات ایران و دامنههای زاگرس، بهواسطه موقعیت ارتباطی میان بینالنهرین، آناتولی، قفقاز و فلات مرکزی ایران، از دیرباز یکی از مهمترین کریدورهای فرهنگی، اقتصادی و سیاسی جهان باستان بوده است. بازسازی این پیشینه به کنار هم گذاشتن چند نوع شاهد نیاز دارد: محوطهها و یافتههای باستانشناختی، کتیبهها و اسناد بینالنهرینی، نامهای اشخاص و مکانها و دادههای زبانشناختی.
این مقاله مسیر تاریخی منطقه را از جوامع پیشاتاریخی و قدرتهای محلی زاگرس تا نخستین اشارههای آشوری به مادها مرور میکند و در پایان به تنوع جمعیتی و مسئله زبان مادی میپردازد.
اسناد تاریخی شناخت مادها چیست؟
آیا بایگانی سلطنتی مستقل یا کیتیبههای متعدد و مستقیم از شاهان ماد به جای مانده است تا بتوان بر پایه آنها فهرستی دقیق از پادشاهان و سالنامههای رسمی دربار تدوین کرد؟پاسخ کوتاه و صریح پژوهشگران به این پرسش منفی است. دستکم، مجموعهای از اسناد مکتوب مستقیم که همسنگ با متون تمدنهای هجوار باشد، از قلمرو ماد به دست نیاده است. این خصیصه، تاریخ ماد را به یکی از پیچیدهترین حوزههای تاریخ نگاری ایران باستان تبدیل میکند. برای ترسیم سیمای واقعی تمدن مادها، منابع را میتوان در چهار دسته اصلی طبقهبندی کرد:
اسناد و کتیبه های آشوری
دولت نئوآشوری از مهمترین قدرتهای همجوار زاگرس بود که روابط سیاسی، نظامی و اقتصادی با فرمانروایان محلی ماد داشت. در سالنامههای سلطنتی و کتیبههای آشوری، گزارشهای متعدد از لشکرکشیها، دریافت خراج، سرکوبها و خصوصیات جغرافیایی سرزمینهای شرقی به ثبت رسیده است. با این حال، این اسناد یک ایراد بزرگ دارند؛ این متون از زاویه دید دربار آشور و با هدف تحکیم اقتدار و تجلیل از پادشاهان آشور نگاشته شده و الزاماً گزارشهایی بیطرفانه محسوب نمیشوند.
متون و وقایعنامههای بابلی
وقایعنامههای بابلی بهویژه برای بررسی سالهای پایانی آشور و رخدادهای منتهی به تغییر موازنه قدرت در خاور نزدیک اهمیت دارند. این متون در کنار منابع آشوری و دیگر شواهد، به ما کمک میکنند تصویری دقیقتر از تحولات سیاسی منطقه بسازیم.
روایات یونانی؛ بهویژه تواریخ هرودوت
هرودوت داستانی مشهور درباره چهار فرمانروای ماد روایت میکند: دیاکو، فرورتیش، هوخشتره و آستیاگ. روایت او در شکلگیری تصویر سنتی ما از پادشاهی ماد نقش بزرگی داشته است. اما روایات هرودوت چندین نسل با وقایع تاریخی فاصله زمانی دارد و متون او را نمیتوان بدون ارزیابی و نقد اسنادشناختی، معادل یک گزارش همزمان و قطعی تاریخی تلقی کرد.
دادهها و یافتههای باستانشناختی
چهارمین رکن اصلی در پژوهشهای ماد، شواهد مادی از کاوشهای باستانشناسی شامل مناطق مسکونی، ساختارهای معماری، گورها، سفالینهها، ابزارهای فلزی و مهرها است. باستانشناسی این امکان را فراهم میسازد تا ویژگیهای اقتصادی، فناوری، مناسبات معیشتی و فرهنگ مادی جامعه را که در روایتهای رسمی پادشاهان مغفول ماندهاند، بازشناسی کنیم.
تپه حصار و پیوندهای فرهنگی فلات مرکزی با تمدنهای میانرودان و قفقاز
سرزمین ماد در ادوار پیش از تاریخ، میزبان جوامعی بوده که بقایای مادی آنها در غارهای غربی زاگرس نظیر غار هومیان، بیستون و پناهگاههای سلیمانیه شناسایی شده است. ابزارهای دستساز متعلق به دورههای مختلف پارینهسنگی (آشل، موستیه، اوریگناک) گواه حضور انسانهای شکارچی و گردآورنده در این اقلیم کوهستانی است. با گذر به هزارههای چهارم و سوم پیش از میلاد (عصر مس و سنگ یا انئولیت)، تحولات چشمگیری در الگوهای معیشتی و اسکان رخ داد.
کاووشهای اریک هرتسفلد در تپه حصار (دامغان) و پژوهشهای متعاقب، لایههای سکونتگاهی مهمی را آشکار ساخت که نشاندهنده جوامع دامدار و کشاورز اولیه است. ساختار اجتماعی این جوامع مبتنی بر نظامهای اولیه اشتراکی و سازمانهای مادرشاهی بوده است. ظروف سفالی منقوش مکشوفه از تپه حصار، با نقوش هندسی و جانوری پیچیده، اشتراکات شگفتانگیزی با فرهنگهای همزمان در شوش، تلحلف، عبید و مناطق آناتولی نشان میدهند. این پیوندهای فرهنگی حاکی از وجود شبکههای ارتباطی گسترده تجاری و فرهنگی میان جوامع زاگرسنشین و دشتهای بینالنهرین در آستانه شهرنشینی است.


ساکنان باستانی ماد غربی در هزاره سوم پیش از میلاد؛ هوریان و عیلامیان
در هزاره سوم پیش از میلاد، پهنه غربی سرزمین ماد شاهد حضور دو گروه عمده قومی و زبانی بود: هوریان و عیلامیان. هوریان در دامنههای کوهستانی زاگرس و شمالغرب فلات سکنی گزیده بودند و زبان آنها قرابت ساختاری نزدیکی با زبان اورارتویی داشت. این قوم نقش مهمی در انتقال عناصر فرهنگی میان مناطق قفقاز و بینالنهرین ایفا کردند.
در سوی دیگر، عیلامیان با تمرکز در درههای کارون و مناطق مجاور، یکی از درخشانترین تمدنهای باستانی را بنا نهادند. کشف لوح و خط پروتوایلامی یا آغازعیلامی در تپه سیلک کاشان نشاندهنده نفوذ عمیق سیاسی و فرهنگی دولتهای عیلامی نظیر «آوان»، «سیماش» و «آنشان» به درون فلات ایران است. روابط میان جوامع ماد غربی و عیلامیان ترکیبی از مناقشات مرزی بر سر گذرگاههای تجاری و تبادلات اقتصادی مبتنی بر فلزات و سنگهای قیمتی بود.

سازمان سیاسی، معیشت کوهستانی و هنر صخرهای لولوبیان
لولوبیان از برجستهترین اقوام کوهنشین زاگرس بودند که قلمرو آنان از حوضه رود کرخه تا دریاچه ارومیه امتداد داشت. نام این قوم نخستین بار در لوحها و کتیبههای پادشاهان اکد، بهویژه در لوح پیروزی «نارامسوئن»، ذکر شده است. لولوبیان جامعهای سلحشور و کوهنشین داشتند که اقتصاد آنها بر پایه دامداری کوهستانی، زراعت دیم و کنترل گردنهها و معابر استراتژیک استوار بود.
از منظر باستانشناسی، هنر صخرهای لولوبیان (مانند نقشبرجستههای سرپلذهاب و میانمیلک) از اهمیتی وِیژه برخوردار است. این نقشبرجستهها، پادشاهان لولوبی را با ریشهای کوتاه، گیسوان بافته و لباسهای خاص (دامنهای پشمی منقوش) به تصویر کشیدهاند که بعدها الگوی پوشش بسیاری از اقوام منطقه از جمله مادها و مانناییها گردید. زبان و ساختار نژادی لولوبیان پیوندهای عمیقی با عیلامیان داشت و آنها در برابر یورشهای مکرر امپراتوریهای بینالنهرین مقاومت سرسختی از خود نشان دادند.


ساختمان اجتماعی ماد غربی در هزاره دوم پیش از میلاد؛ کاسیها
کاسیها ساکنان اصلی ناحیه لرستان باستان و زاگرس مرکزی در هزاره دوم پیش از میلاد بودند. این قوم غیرهندواروپایی تحت رهبری چهرههایی چون «گانتاشی» (حدود ۱۷۴۴ ق.م) به سوی دشت بینالنهرین پیشروی کردند و پس از سقوط بابل به دست هیتیها (۱۵۹۵ ق.م)، توسط «آگوم دوم» سلسله معروف کاسی بابل را بنیان نهادند و دولت «کار-دونیاش» را ایجاد کردند.
کاسیها در تاریخ فناوری باستان به دلیل گسترش استفاده از اسب در جنگها، ارابههای جنگی و بهویژه هنر بینظیر مفرغسازی لرستان جایگاه ویژهای دارند. پانتئون خدایان کاسی شامل ایزدیانی چون شو، شیمالی، شوکامون، هاربه و شوریاش بود که بعدها با خدایان بابلی ادغام شدند. غارت تدریجی گورستانهای باستانی لرستان توسط قاچاقچیان، بخش بزرگی از شاهکارهای مفرغی این قوم (سنجاقها، تسلیحات و سازههای آیینی) را به موزههای بزرگ جهان روانه کرده است.



لشکرکشیهای آشوریان و عیلامیان در هزاره دوم پیش از میلاد
در اواسط و اواخر هزاره دوم پیش از میلاد، غرب فلات ایران و دامنههای زاگرس میدان تاختوتاز امپراتوریهای توسعهطلب آشور و عیلام شد. پادشاهان آشوری به بهانه تسخیر منابع طبیعی (چوب، سنگ و فلزات گرانبها) و سرکوب کوهستاننشینان، لشکرکشیهای ویرانگری را به سرزمینهای لولوبی و کوتی سازماندهی کردند.
در سوی دیگر، پادشاهان عیلامی نظیر «شوتروک-ناخونته اول» (حدود ۱۱۷۵ ق.م) و «شیلخاک-اینشوشیناک» با لشکرکشیهای خود به سوی بینالنهرین و زاگرس، غنایم فراوانی (از جمله استوانههای حمورابی و لوحهای نرامسوئن) را به شوش منتقل کردند. این کشمکشهای فرساینده سرانجام به افول همزمان قدرت آشور و عیلام در آن دوره انجامید و فضایی تنفسی برای تحولات قومی درون فلات فراهم آورد.
ترکیب نژادی مردم ماد در حدود هزار سال قبل از میلاد
در سدههای نهم و هشتم پیش از میلاد، هنگامی که منابع آشوری برای نخستین بار از اتحادیه قبایل ماد به عنوان یک واحد سیاسی و نظامی (موسوم به «مادای») یاد میکنند، با مجموعهای پیچیده و چندلایه از اقوام روبرو هستیم. این پرسش که «مادها چه کسانی بودند و به چه زبانی سخن میگفتند؟» یکی از چالشبرانگیزترین مباحث تاریخپژوهی باستان است که دیاکونوف با تکیه بر نامشناسی، شواهد باستانشناسی و اسناد آشوری به بازسازی آن دست زده است.
- کثرت قومی و شالوده غیرایرانی توده اصلی مادها
برخلاف تصورات رایج که تمام ساکنان سرزمین ماد را از تبار خالص آریایی و هندواروپایی میدانند، بررسیهای دقیق زبانی نشان میدهد که توده اصلی جمعیت ماد در مناطق غربی (بخشهای کنونی آذربایجان، کردستان و نواحی غربی فلات) ریشههای عمیق بومی داشتند. آشوریان در کتیبههای خود نام قبایل تشکیلدهنده ماد را ثبت نکردهاند؛ از این رو، پژوهشگران با بررسی اسامی خاص اشخاص در اسناد باستانی و تطبیق آن با گزارشهای هرودوت (درباره شش قبیله ماد: بوسها، پارتاکنیها، ستروخاتها، آریزانتها، بودیها و مغها) به نتایجی رسیدهاند:
قبیله آریزانت: در ميان قبایل ششگانه، تنها نام قبیله «آریزانتی» (Ariyazantu) دارای اشتقاق روشن و معتبر ایرانی است که معنای دقیق آن «قبیله آریاییها» (Arya-zantu) میباشد. برای نام سایر قبایل نظیر بوسها، بودیان و حتی طبق تصریح پژوهشگران، نام مغان، هیچگونه ریشه یا اشتقاق هندواروپایی و ایرانی قانعکنندهای به دست نیامده است.
بر این اساس، دیاکونوف استدلال میکند که توده اصلی مردم ماد از بقایای اقوام کهنِ زاگرسنشین نظیر کوتیان، لولوبیان، عیلامیزبانان و کاسپیان تشکیل شده بود که بعدها زبان نوآموزان هندواروپایی را فراگرفتند. اسامی جغرافیاییِ غیرایرانی (و غالباً عیلامی یا قفقازی) که در سرتاسر سرزمین ماد باقی مانده بود، گواه قاطعی بر این امر است که پیش از ورود عناصر ایرانیزبان، جمعیت انبوهی از اقوام بومی در این سرزمین سکونت داشتهاند.
- مکانیسم نفوذ زبان ایرانی و نقش سوارکاران آسیای میانه
چگونه زبان ایرانی در این گستره رواج یافت؟ شواهد تاریخی نشان میدهد که نفوذ زبان ایرانی هرگز از طریق اخراج، ریشهکنی یا جایگزینی کامل جمعیت بومی صورت نگرفته است؛ بلکه این فرایند از طریق امتزاج مسالمتآمیز و تدریجیِ متکلمانِ زبانهای گوناگون رخ داده است. جمعیت بومی همواره به لحاظ تعداد از تازهواردان بیشتر بود، به طوری که اگر غیر از این بود، بومیان نمیتوانستند اسامی جغرافیایی کهن خود را به نسلهای بعدی و مهاجران نوآموز منتقل کنند.
عنصر ایرانیِ مهاجر: عنصر نژادی ایرانی که نقش کلیدی در رهبری و انسجام اتحادیه ماد ایفا کرد، از طریق مهاجرت قبایل دامدار و اسبسوار از نواحی آسیای میانه به فلات ایران راه یافتند.
جغرافیای زبان در سدههای ۹ تا ۷ ق.م: در دورانی که منابع آشوری از ماد یاد میکنند، زبان ایرانی هنوز در نواحی غربی ماد (مانند آذربایجان و کردستانِ امروزی) ریشه دوانده بود؛ در این مناطق، مردم همچنان به زبانهای کهن لولوبی، کوتی و مانند آن سخن میگفتند. در مقابل، عنصر ایرانی در مناطق شرقی ماد (نواحی پیرامون ری/تهران و اصفهان) تفوق داشت. این مهاجران اسبسوار با مهارت فوقالعاده خود در پرورش اسب (همچون اسبان شهیر منطقه نسا) و فناوری ارابههای جنگی، توانستند تسلط نظامی و فرهنگی خود را تثبیت کنند.
- زبان مادی به عنوان «لسان مشترک»
سرزمین ماد در قرنهای نهم و هشتم ق.م به واحدهای کوچک و مستقل قبیلهای تقسیم شده بود که به زبانهای مختلفی تکلم میکردند. در این میان، برای حفظ اتحاد در برابر تهاجمات ویرانگر امپراتوری آشور، نیاز مبرمی به یک «زبان مشترک» احساس میشد.
زبان مادی-ایرانی که متعلق به قبیله پیشروِ آریزانتی (و احتمالاً برخی گروههای مهاجر مجاور) بود، به تدریج به عنوان زبان ارتباطی میانقبیلهای یا همان لسان مشترک پذیرفته شد.
با گسترش مرزهای سیاسی اتحادیه ماد در سدههای هفتم و ششم پیش از میلاد و شکلگیری دولت متمرکز ماد، دایره انتشار زبان مادی-ایرانی وسیعتر شد؛ به گونهای که اسامی خاص و اصطلاحات اداریِ مادی در سراسر فلات نفوذ کرد، بیآنکه تبار ژنتیکی تمام ساکنان لزوماً تغییر کرده باشد.
تیشرت آریزانت: طرحی برگرفته از سرباز آریزانت
اگر به لوگوی برند آرکیوفشن و طرح برخی از محصولات این برند توجه کنید، مردی سوار بر اسب و مسلح به نیزه جلب توجه میکند. این تصویر از کجا آمده؟ در کتاب تاریخ ماد نوشته ایگور دیاکونوف، به نقوش و مهرهای باستانی مرتبط با جهان زاگرس و مردمان ماد اشاره میشود. در فصل دوم این کتاب طرحی از یک سوارکار آریزانت مادی از یک مهر عیلامی به چشم میخورد. این سوارکار، ما را به دنیای مردمانی میبرد که اسب، جنگاوری و زندگی در سرزمینهای کوهستانی بخشی از هویت آنها بوده است.


منابع
Devecchi, E. (2020). Middle Babylonian texts in the Cornell collections, Part II: The earlier kings. Penn State University Press.
Etemadifar, D., Yousefi, R., & Chehri, M. E. (2025). Cultural boundaries in northeastern Iran during the second half of the fourth millennium BCE: Reconsidering the role of Tepe Hissar in the Proto-Elamite phenomenon based on archaeological evidence. Journal of Archaeological Studies. https://doi.org/10.22059/jarcs.2025.398139.143362
Mehdiabadi, M., & Mehdiabadi, N. (2025). Characterization of the Anubanini rock relief, Sar-pol-e Zahab, Kermanshah Province, Iran. Journal of Research on Archaeometry, 11(2), 1–16. https://doi.org/10.66224/jra.2025.11.205
Mofidi-Nasrabadi, B. (2025). Rock reliefs of Sar-e Pol-e Zohab. Historical Sciences Studies, 16(2), 219–263. https://doi.org/10.22059/jhss.2025.389950.473780
Mollazadeh, K. (2025). The presence of the Medes in the central regions of Mesopotamia based on Babylonian sources and the archaeological data from Tell Gubba. Journal of Archaeological Studies. https://doi.org/10.22059/jarcs.2025.392062.143341
Niknami, K. A., & Mirghaderi, M. A. (2019). The Anubanini’s rock relief of Sarpol-e Zahab: Reconsidering a historical event. Journal of Iranian Studies, 8(2), 127–145. https://doi.org/10.22059/jis.2019.71438
Paulus, S., & Clayden, T. (Eds.). (2020). Babylonia under the Sealand and Kassite dynasties. De Gruyter. https://doi.org/10.1515/9781501510298
Yeganeh, S. J., Holakooei, P., Nokandeh, J., Piran, S., & Dahl, J. L. (2025). Complexity of Proto-Elamite administration system: Insights from compositional data from sealings and tablets. Journal of Archaeological Science: Reports, 61, 104973. https://doi.org/10.1016/j.jasrep.2025.104973
Clayden, T. (2024). Sngr/Samḫarû/Sanḫara/Šinʿār and the implications for early Kassite history. KASKAL, 21, Article 3. https://doi.org/10.30687/KASKAL-5235-1939-2024-01-003
Encyclopaedia Iranica. (2026). Median language. https://www.iranicaonline.org/articles/median-language/









