غار شانیدر؛ آیا نئاندرتال‌ها مرگ را درک می‌کردند؟

 

مقدمه

انسان‌شناسی علمی است که به مطالعۀ انسان در ابعاد زیستی، فرهنگی، اجتماعی و زبانی می‌پردازد. این رشته با تکیه بر شواهد فسیلی، ژنتیکی، باستان‌شناختی و مردم‌شناختی، تلاش می‌کند تا گذشته، حال و مسیر آیندۀ گونۀ انسان را تبیین کند. در چارچوب طبقه‌بندی زیست‌شناختی، انسان‌ها به راسته نخستی‌ها (Primates) تعلق دارند و در میان انسان‌ریخت‌ها، جنس هومو (Homo) شامل گونه‌هایی نظیر انسان ماهر، انسان راست قامت، انسان هایدلبرگ، انسان نئاندرتال و انسان هوشمند امروزی است.

در میان گونه‌های منقرض‌شدۀ انسانی، نئاندرتال‌ها نزدیک‌ترین خویشاوند منقرض‌شدۀ ما محسوب می‌شوند. این گونه حدود ۴۰۰ تا ۳۵۰ هزار سال پیش در اوراسیا ظهور کرد و تا حدود ۴۰ تا ۳۴ هزار سال پیش ادامه حیات داد. از منظر انسان‌شناسی فرهنگی و شناختی، نئاندرتال‌ها موجوداتی ابتدایی نبودند. شواهد باستان‌شناختی، از جمله تدفین‌های عمدی، مراقبت از افراد آسیب‌دیده، استفاده از رنگدانه‌ها و ساخت ابزارهای پیچیده موستری  (Mousterian)، حاکی از سطح بالایی از پیچیدگی رفتاری و احتمالاً مرگ‌آگاهی است.

غار شانیدر (Shanidar Cave) یکی از محوطه‌های پارینه‌سنگی میانی در جهان است که درک ما از سطح رفتاری انسان نئاندرتال را تغییر داده است. در این مقاله، با تکیه بر کاوش‌های علمی کلاسیک و پژوهش‌های جدید، پیرامون مرگ‌آگاهی، تدفین آیینی و پیچیدگی‌های رفتاری نئاندرتال ها بحث خواهد شد.

 

موقعیت جغرافیایی غار شانیدر

غار شانیدر بخشی از زنجیره کوهستانی زاگرس است که از غرب ایران تا شمال عراق امتداد می‌یابد. این غار در نزدیکی شهر سوران در استان اربیل کردستان عراق قرار دارد. قرارگیری این منطقه در دورهٔ پارینه‌سنگی میانی (حدود ۲۵۰ تا ۴۰ هزار سال پیش) در مسیرهای طبیعی مهاجرت و ارتباط میان فلات ایران و دشت‌های میان‌رودان، آن را به پناهگاهی مناسب برای گروه‌های نئاندرتال تبدیل کرده بود.

غار شانیدر، کردستان عراق

 

تاریخچه کاوش های علمی غار شانیدر 

نخستین کاوش علمی در غار شانیدر توسط رالف سولکی (Ralph Solecki) از دانشگاه کلمبیا بین سال‌های ۱۹۵۱ تا ۱۹۶۰ صورت گرفت. سولکی در چهار فصل کاوش، لایه‌های موستری (مربوط به نئاندرتال‌ها) را به‌طور سیستماتیک حفاری کردند و بقایای حداقل ده فرد نئاندرتال (شانیدر ۱ تا ۱۰) را کشف نمودند. این یافته‌ها شامل اسکلت‌های نسبتاً کامل و ناقص بود که برخی از آن‌ها در وضعیت تدفینی قرار داشتند.

رالف سولکی در کاوش‌های غار شنیدار

 

رالف سولکی در جلوی تصویر سمت چپ، غار شانیدار

 

کاوش ها در محوطه غار شانیدر به‌دلیل شرایط سیاسی و جنگ در عراق، با وقفه ای طولانی مواجه شد. اما از سال ۲۰۱۴ به این‌سو تیم بین‌المللی به سرپرستی گریم بارکر (Graeme Barker) از دانشگاه کمبریج و با همکاری پژوهشگران کردستان عراق، کاوش‌های جدیدی را آغاز کردند. در کاوش‌های جدید در سال‌های ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶، بقایای اسکلتی جدیدی از نئاندرتال‌ها در همان محل کشف اسکلت ناقص شانیدر ۵ یافت شد. هم چنین در سال ۲۰۱۸–۲۰۱۹، تیم کاوش غار شانیدر با اسکلت جدیدی به نام «شانیدر Z » مواجه شد که در نزدیکی محل تدفین شانیدر ۴ قرار داشت. این کشف، اولین اسکلت نسبتاً کامل نئاندرتال در بیش از ۲۵ سال گذشته بود و شواهد قوی‌تری از تدفین عمدی ارائه داد.

 

جمجمه شانیدر زد، که بر اثر هزاران سال رسوب و ریزش سنگ صاف شده است، در غار شانیدر، کردستان عراق

 

جمجمه شانیدار زد، که در آزمایشگاه دانشگاه کمبریج بازسازی شده است

 

 

بازسازی چهره زن مسن مربوط به شانیدر Z در 75000 سال پیش توسط تیم باستان شناسی دانشگاه کمبریج

 

 

روابط عاطفی و مفهوم مرگ آگاهی در نئاندرتال ها

نتایج کاوش‌ها نشان می‌دهد که غار شانیدر برای دوره‌ای طولانی (تقریباً از حدود ۱۲۰ تا ۳۵ هزار سال پیش) پناهگاهی برای نئاندرتال‌ها بوده است. حداقل یازده فرد شامل بزرگسالان و کودکان شناسایی شده‌اند. یکی از مهم‌ترین یافته‌ها، شانیدر ۱ است؛ مردی بالغ در بازه سنی ۳۵ تا ۵۰ سال که حدود ۴۵ هزار سال پیش زندگی می‌کرد. این فرد دچار آسیب‌های متعدد اسکلتی از جمله نابینایی احتمالی در یک چشم، مشکلات حرکتی و آرتوروز بوده است. با این وجود سال‌ها به حیات خود ادامه داده است. دانشمندان این موضوع را دلیلی معتبر بر مراقبت از هم‌نوع در بین نئاندرتال ها تفسیر کرده اند؛ رفتاری که نشان‌دهنده پیچیدگی روابط اجتماعی و عاطفی نئاندرتال‌هاست.

 

جمجمه شانیدر 1
موقعیت نئاندرتال‌ها در غار شانیدر

 

از نظر تدفین، چندین اسکلت در وضعیت جنینی ( خم شده در پهلو) و در گودال‌های کم‌عمق قرار داشته‌اند. لایه‌نگاری جدید نشان می‌دهد که برخی از این افراد به‌طور عمدی در یک نقطه خاص از غار دفن شده‌اند و این نقطه در طول زمان بارها مورد استفاده قرار گرفته است. این الگو از «حافظه مکانی» و بازگشت به محل تدفین حکایت دارد. از سوی دیگر مطالعات آسیب‌شناسی دیرین بیان می‌کند که برخی افراد در طول حیات با آسیب‌های مزمن همراه بودند، که بر اهمیت همبستگی گروهی تأکید می‌کند.

از دیدگاه انسان‌شناسی، مرگ‌آگاهی به معنای داشتن مفهوم فلسفی مرگ مانند انسان امروزی نیست؛ بلکه در باستان‌شناسی از طریق رفتارهای قابل مشاهده، مانند انتخاب آگاهانه مکان دفن، حفاظت از بدن یا بازگشت مکرر به مکان‌های مرتبط با مردگان بررسی می‌شود. در شانیدر، قرار گرفتن چندین فرد نئاندرتال در یک بخش مشخص از غار، وضعیت نسبتاً سالم اسکلت‌ها و شواهد رسوب‌شناختی جدید، این احتمال را مطرح کرده است که برخی از این افراد به‌صورت عمدی در محیطی خاص قرار داده شده‌اند. پژوهش‌های جدید تأکید می‌کنند که چنین رفتارهایی می‌توانند نشانه‌ای از شکل‌های ابتدایی حافظه اجتماعی، دلبستگی به اعضای گروه و درک پایان زندگی باشند.

 

شانیدر کودک
شانیدر 4

 

اهمیت شانیدر در مطالعات مرگ‌آگاهی نئاندرتال‌ها بیش از آنکه اثبات‌کننده «وجود مذهب» یا «تفکر نمادین کامل» باشد، در تغییر نگاه ما به توانایی‌های شناختی و اجتماعی این خویشاوند نزدیک انسان مدرن است. امروزه بسیاری از پژوهشگران بر این باورند که نئاندرتال‌ها دارای ظرفیت‌هایی مانند همدلی، مراقبت از افراد آسیب‌دیده و احتمالاً رفتارهای مرتبط با سوگ بوده‌اند؛ ویژگی‌هایی که زمانی تنها به انسان خردمند یا هوشمند نسبت داده می‌شد.

 

فرضیه تدفین گل

فرضیه «تدفین گل» یا «Flower Burial» برگرفته از کاوش‌های سولکی در غار شانیدار است. در سال ۱۹۶۰، اسکلت شانیدر ۴ (مردی ۳۰ تا ۴۵ ساله که به پهلوی چپ و در حالت جنینی دفن شده بود) کشف شد. تحلیل گرده‌شناسی  نمونه‌های خاک اطراف اسکلت توسط آرلت لروا-گوران (Arlette Leroi-Gourhan) نشان داد که خوشه‌هایی از گرده گل‌ها در لایه‌های مرتبط با اسکلت وجود دارد. این گرده‌ها نشان‌دهنده ورود گل‌های کامل به محل تدفین بود. سولکی بر اساس این شواهد ادعا کرد که این فرد احتمالاً یک رهبر، درمانگر یا شمن (Shaman) در میان گروه بوده است. او این یافته را به‌عنوان شواهد تدفین آیینی با گل تفسیر کرد و کتاب خود را با عنوان «شانیدر: نخستین مردم گل» منتشر نمود. این فرضیه تأثیر عمیقی بر تصویر عمومی نئاندرتال‌ها گذاشت و آن‌ها را از موجوداتی «وحشی و بدوی» به موجوداتی عاطفی، نمادپرداز و دارای رفتارهای انسانی تبدیل کرد.

 

همکاران سولکی بلوک حاوی «دفن گل» را از غار شانیدر پایین می‌آورند

 

 

نظریه های مخالف فرضیه تدفین گل 

فرضیه تدفین گل از همان ابتدا مورد نقد قرار گرفت. منتقدان اولیه مانند جفری سامر (Jeffrey Sommer) در سال ۱۹۹۹ پیشنهاد دادند که جوندگان بومی منطقه مانند موش ایرانی می‌توانستند سرگل‌ها را به داخل غار منتقل کنند.

مهم‌ترین چالش علمی در سال ۲۰۲۳ توسط کریس هانت (Chris O. Hunt) و همکارانش در مجله Journal of Archaeological Science  منتشر شد. آن‌ها با بازنگری داده‌های گرده‌شناسی نشان دادند ک خوشه‌های گرده اغلب از گونه‌های مختلف گیاهی تشکیل شده‌اند که همزمان شکوفا نمی‌شوند. از سوی دیگر برخی گیاهان شناسایی‌شده (مانند خار زرد) دارای خارهای تیز هستند که انتخاب آن‌ها به‌عنوان «گل تدفینی» با مفهوم همدلی مدرن سازگار نیست. هم چنین وجود حفره‌های زنبورهای انفرادی در کف غار امروزی و شواهد مشابه در رسوبات باستانی، نشان می‌دهد که زنبورها احتمالاً گرده‌ها را جمع‌آوری و در لانه‌های خود ذخیره کرده‌اند.

پژوهشگران تأکید می‌کنند که رد فرضیه تدفین گل به‌معنای رد تدفین عمدی نیست. یافته‌های جدید مانند شانیدر Z  شواهد لایه‌نگاری قوی از تدفین عمدی ارائه می‌دهد. همچنین، وجود قطعات چوبی و گرده درختان اطراف برخی اسکلت‌ها ممکن است نشان‌دهنده پوشاندن اجساد با شاخه باشد.

 

نتیجه

غار شانیدر محوطه‌ای برای درک تحول رفتار انسانی است. یافته‌های آن نشان می‌دهد که نئاندرتال‌ها قادر به مراقبت از افراد ناتوان، انتخاب مکان‌های خاص برای تدفین و احتمالاً نوعی رفتار نمادین در برابر مرگ بوده‌اند. حتی اگر فرضیه تدفین گل رد شده باشد، اصل تدفین عمدی و بازگشت به محل تدفین، شواهدی از «حافظه جمعی» و ساختار اجتماعی پیچیده ارائه می‌دهد.

 

منابع

 

Pomeroy, E. et al. (2020). Issues of theory and method in the analysis of Paleolithic mortuary behavior: A view from Shanidar Cave. Evolutionary Anthropology.

Hunt, C. O. et al. (2023). Shanidar et ses fleurs? Reflections on the palynology of the Neanderthal ‘Flower Burial’ hypothesis. Journal of Archaeological Science.

Barker, G. & Pomeroy, E. (Shanidar Cave Project, University of Cambridge).

Solecki, R. S. (1971). Shanidar: The First Flower People. New York: Knopf.

Leroi-Gourhan, A. (1975). The Flowers Found with Shanidar IV, a Neanderthal Burial in Iraq. Science, 190(4214), 562–564.

Solecki, R. S. (1975). Shanidar IV, a Neanderthal Flower Burial in Northern Iraq. Science, 190(4217), 880–881.

Trinkaus, E. (1983). The Shanidar Neanderthals. New York: Academic Press.

Sommer, J. D. (1999). The Shanidar IV ‘Flower Burial’: a Re-evaluation of Neanderthal Burial Ritual. Cambridge Archaeological Journal, 9(1), 127–129.

Pomeroy, E., et al. (2020). New Neanderthal remains associated with the ‘flower burial’ at Shanidar Cave. Antiquity, 94(373), 11–26.

Hunt, C. O., Pomeroy, E., Reynolds, T., Tilby, E., & Barker, G. (2023). Shanidar et ses fleurs? Reflections on the palynology of the Neanderthal ‘Flower Burial’ hypothesis. Journal of Archaeological Science, 159, 105822.

Trinkaus, E., & Zimmerman, M. R. (1982). Trauma among the Shanidar Neandertals. American Journal of Physical Anthropology.

وحدتی‌نسب، حامد و دریاب، سمن (۱۳۹۳). انسان نئاندرتال: مرگ و مرگ‌آگاهی. پژوهش‌های انسان‌شناسی ایران، دوره ۴، شماره ۱، صص ۱۳۱–۱۴۹.

وحدتی‌نسب، حامد و هاشمی، سید میلاد (۱۳۹۵). نخستین انسان در ایران. مطالعات ایران‌شناسی، سال دوم، شماره دوم.

سبد خرید

رمز عبورتان را فراموش کرده‌اید؟

ثبت کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش